مصرع نخست · شماره 37ولیکن ناز، او را زیبد ای جانشاعرمولویاثرسی و ششمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.34ز عشقش عمر بی مرگی، درازی#35چه عمری، عمر شیرینی، لطیفی#36لطیفی، مست عشقی، پاک بازی#37ولیکن ناز، او را زیبد ای جانانتخابشده38مکن زنهار با نازش، تو نازی#39خداوند شمس دین، زان جام پیشین#40بریزا در دهان جان ریشین#دربارهٔ این سطرسطر شماره 37 از «سی و ششم» است.سطر پیشینلطیفی، مست عشقی، پاک بازی→سطر بعدیمکن زنهار با نازش، تو نازی←