مصرع نخست · شماره 31غلطم، ترا اگر خود نبدی وصال و فرقتشاعرمولویاثرچهل و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.28ثمرات عشق برگو، عقبات را نشان کن#29هله ای فلک، به ظاهر اگرت دو گوش بودی#30ز فغان عشق، جانت چه خروشها نمودی!#31غلطم، ترا اگر خود نبدی وصال و فرقتانتخابشده32تن تو چو اهل ماتم، بنپوشدی کبودی#33وگر از پیام دلبر به تو صیقلی رسیدی#34همه زنگ سینه ات را به یکی نفس زدودی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 31 از «چهل و یکم» است.سطر پیشینز فغان عشق، جانت چه خروشها نمودی!→سطر بعدیتن تو چو اهل ماتم، بنپوشدی کبودی←