مصرع دوم · شماره 46همه تیغ و تیر بودی، نه سپر بدی، نه خودیشاعرمولویاثرچهل و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.43و اگر نه بند و دامی سوی هر رهی نهادی#44به حفاظ و صبر کس را گه عرض کی ستودی؟!#45و اگر نه هر غمی را دهدی مفرح آن شه#46همه تیغ و تیر بودی، نه سپر بدی، نه خودیانتخابشده47و اگر نه جان روشن ز خدا صفت گرفتی#48نه فن و صفاش بودی، نه کرم بدی نه جودی#49شده است آن جمالش ز دو چشم بد منزه#دربارهٔ این سطرسطر شماره 46 از «چهل و یکم» است.سطر پیشینو اگر نه هر غمی را دهدی مفرح آن شه→سطر بعدیو اگر نه جان روشن ز خدا صفت گرفتی←