مصرع دوم · شماره 48نه فن و صفاش بودی، نه کرم بدی نه جودیشاعرمولویاثرچهل و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.45و اگر نه هر غمی را دهدی مفرح آن شه#46همه تیغ و تیر بودی، نه سپر بدی، نه خودی#47و اگر نه جان روشن ز خدا صفت گرفتی#48نه فن و صفاش بودی، نه کرم بدی نه جودیانتخابشده49شده است آن جمالش ز دو چشم بد منزه#50که بلندتر ازان شد که بدو رسد حسودی#51چه غمست قرص مه را تو بگو ز زخم تیری؟!#دربارهٔ این سطرسطر شماره 48 از «چهل و یکم» است.سطر پیشینو اگر نه جان روشن ز خدا صفت گرفتی→سطر بعدیشده است آن جمالش ز دو چشم بد منزه←