مصرع نخستِ میانی · شماره 83بگذشت شب، سحر شد، تو نخفتی و نخوردیشاعرمولویاثرچهل و یکمقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.80به کنار درکشیدش، که ازین میان تو جستی#81بنگر سخای دریا، و خموش کن چو ماهی#82برهان شکار دل را، که تو از برون شستی#83بگذشت شب، سحر شد، تو نخفتی و نخوردیانتخابشده84نفسی برو بیاسا، تو از آن خویش کردی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 83 از «چهل و یکم» است.سطر پیشینبرهان شکار دل را، که تو از برون شستی→سطر بعدینفسی برو بیاسا، تو از آن خویش کردی←