مصرع دوم · شماره 18در روز چون خفاشی، شب صاحب لواییشاعرمولویاثرچهل و دومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.15گفتم به ماه و اختر: « تا کی روید بر سر؟! »#16از دوری رهست این، یا خود ز خیره رایی؟! »#17ای مه که تو همامی، گه زار و گه تمامی#18در روز چون خفاشی، شب صاحب لواییانتخابشده19یک چیز را کمالی، یک چیز را وبالی#20یک چیز را هلاکی، یک چیز را دوایی#21شاگرد ماه من شو، زیر لواش می رو#دربارهٔ این سطرسطر شماره 18 از «چهل و دوم» است.سطر پیشینای مه که تو همامی، گه زار و گه تمامی→سطر بعدییک چیز را کمالی، یک چیز را وبالی←