مصرع نخست · شماره 7خفته هزار غم خورد از بهر هیچ چیزشاعرمولویاثرچهل و سومقالبترجیعبنددر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4ز اندیشه گشت عیش تو اشکسته گردنی#5بیدار شو، خلاص شو از فکر و از خیال#6یارب، فرست خفته ما را دهل زنی#7خفته هزار غم خورد از بهر هیچ چیزانتخابشده8در خواب، گرگ بیند، یا خوف ره زنی#9در خواب جان ببیند صد تیغ و صد سنان#10بیدار شد، نبیند زان جمله سوزنی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «چهل و سوم» است.سطر پیشینیارب، فرست خفته ما را دهل زنی→سطر بعدیدر خواب، گرگ بیند، یا خوف ره زنی←