کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 6

ور براند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست

چهرهٔ سعدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 3

    دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظیم

    #
  2. 4

    ور نسازد می بباید ساختن با خوی دوست

    #
  3. 5

    گر قبولم می کند مملوک خود می پرورد

    #
  4. 6

    ور براند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست

    انتخاب‌شده
  5. 7

    هر که را خاطر به روی دوست رغبت می کند

    #
  6. 8

    بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست

    #
  7. 9

    دیگران را عید اگر فرداست ما را این دمست

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 6 از «غزل ۱۰۷ - صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست...» است.