کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 11

بیا که ما سر هستی و کبریا و رعونت

چهرهٔ سعدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 8

    کس این سرای نبندد در این چنین که تو بستی

    #
  2. 9

    گرم عذاب نمایی به داغ و درد جدایی

    #
  3. 10

    شکنجه صبر ندارم بریز خونم و رستی

    #
  4. 11

    بیا که ما سر هستی و کبریا و رعونت

    انتخاب‌شده
  5. 12

    به زیر پای نهادیم و پای بر سر هستی

    #
  6. 13

    گرت به گوشه چشمی نظر بود به اسیران

    #
  7. 14

    دوای درد من اول که بی گناه بخستی

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 11 از «غزل ۵۲۲ - تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی...» است.