کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 17

گر بمیرد عجب ار شخص و دگر زنده نباشد

چهرهٔ سعدیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 14

    چند مجروح توان داشت بکش تا برهانی

    #
  2. 15

    بیش از این صبر ندارم که تو هر دم بر قومی

    #
  3. 16

    بنشینی و مرا بر سر آتش بنشانی

    #
  4. 17

    گر بمیرد عجب ار شخص و دگر زنده نباشد

    انتخاب‌شده
  5. 18

    که برانی ز در خویش و دگربار بخوانی

    #
  6. 19

    سعدیا گر قدمت راه به پایان نرساند

    #
  7. 20

    باری اندر طلبش عمر به پایان برسانی

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 17 از «غزل ۶۱۸ - همه کس را تن و اندام و جمالست و جوانی...» است.