مصرع دوم · شماره 160درخت وجودش نیاورد بارشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.157نمرد آن که ماند پس از وی بجای#158پل و خانی و خان و مهمان سرای#159هر آن کو نماند از پسش یادگار#160درخت وجودش نیاورد بارانتخابشده161وگر رفت و آثار خیرش نماند#162نشاید پس مرگش الحمد خواند#163چو خواهی که نامت بود جاودان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 160 از «سر آغاز» است.سطر پیشینهر آن کو نماند از پسش یادگار→سطر بعدیوگر رفت و آثار خیرش نماند←