مصرع نخست · شماره 21مکن، بر کف دست نه هرچه هستشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.18که با خود نصیبی به عقبی برد#19به غمخوارگی چون سرانگشت من#20نخارد کس اندر جهان پشت من#21مکن، بر کف دست نه هرچه هستانتخابشده22که فردا به دندان بری پشت دست#23به پوشیدن ستر درویش کوش#24که ستر خدایت بود پرده پوش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 21 از «سر آغاز» است.سطر پیشیننخارد کس اندر جهان پشت من→سطر بعدیکه فردا به دندان بری پشت دست←