مصرع نخست · شماره 7خبر داد پیغمبر از حال مردشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4چو حبل اندر آن بست دستار خویش#5به خدمت میان بست و بازو گشاد#6سگ ناتوان را دمی آب داد#7خبر داد پیغمبر از حال مردانتخابشده8که داور گناهان از او عفو کرد#9الا گر جفا کردی اندیشه کن#10وفا پیش گیر و کرم پیشه کن#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «حکایت» است.سطر پیشینسگ ناتوان را دمی آب داد→سطر بعدیکه داور گناهان از او عفو کرد←