مصرع دوم · شماره 8ولی بی مروت چوبی بر درختشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.5سرو چشم هر یک ببوسید و دست#6به تمکین و عزت نشاند و نشست#7زرش دیدم و زرع و شاگرد و رخت#8ولی بی مروت چوبی بر درختانتخابشده9به لطف و لبق گرم رو مرد بود#10ولی دیگدانش عجب سرد بود#11همه شب نبودش قرار هجوع#دربارهٔ این سطرسطر شماره 8 از «حکایت» است.سطر پیشینزرش دیدم و زرع و شاگرد و رخت→سطر بعدیبه لطف و لبق گرم رو مرد بود←