مصرع دوم · شماره 30که جرمش ببخشید و چیزی نگفتشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.27به قول دروغی که سلطان بمرد#28نمردی و بیچاره ای جان ببرد#29ملک زین حکایت چنان بر شکفت#30که جرمش ببخشید و چیزی نگفتانتخابشده31وز این جانب افتان و خیزان جوان#32همی رفت بیچاره هر سو دوان#33یکی گفتش از چار سوی قصاص#دربارهٔ این سطرسطر شماره 30 از «حکایت» است.سطر پیشینملک زین حکایت چنان بر شکفت→سطر بعدیوز این جانب افتان و خیزان جوان←