مصرع نخست · شماره 15چو عاصی ترش کرده روی از وعیدشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12که ننشست بر انگبینش مگس#13شبانگه چو نقدش نیامد به دست#14به دلتنگ رویی به کنجی نشست#15چو عاصی ترش کرده روی از وعیدانتخابشده16چو ابروی زندانیان روز عید#17زنی گفت بازی کنان شوی را#18عسل تلخ باشد ترش روی را#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «حکایت» است.سطر پیشینبه دلتنگ رویی به کنجی نشست→سطر بعدیچو ابروی زندانیان روز عید←