مصرع نخست · شماره 15درآیند با عاجزان در بهشتشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12که هم روز محشر بود داوری#13گر این پادشاهان گردن فراز#14که در لهو و عیشند و با کام و ناز#15درآیند با عاجزان در بهشتانتخابشده16من از گور سر بر نگیرم ز خشت#17بهشت برین ملک و ماوای ماست#18که بند غم امروز بر پای ماست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «حکایت» است.سطر پیشینکه در لهو و عیشند و با کام و ناز→سطر بعدیمن از گور سر بر نگیرم ز خشت←