مصرع نخست · شماره 33گدایان بی جامه شب کرده روزشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30فرو شستشان گرد ذل از وجود#31پس از رنج سرما و باران و سیل#32نشستند با نامداران خیل#33گدایان بی جامه شب کرده روزانتخابشده34معطر کنان جامه بر عود سوز#35یکی گفت از اینان ملک را نهان#36که ای حلقه در گوش حکمت جهان#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «حکایت» است.سطر پیشیننشستند با نامداران خیل→سطر بعدیمعطر کنان جامه بر عود سوز←