مصرع نخست · شماره 55وجودی دهد روشنایی به جمعشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.52به چوگان خدمت توان برد گوی#53تو را کی بود چون چراغ التهاب#54که از خود پری همچو قندیل از آب؟#55وجودی دهد روشنایی به جمعانتخابشده56که سوزیش در سینه باشد چو شمع#دربارهٔ این سطرسطر شماره 55 از «حکایت» است.سطر پیشینکه از خود پری همچو قندیل از آب؟→سطر بعدیکه سوزیش در سینه باشد چو شمع←