مصرع دوم · شماره 6که ناچار فریاد خیزد ز دردشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.3پراگنده گویی حدیثم شنید#4جز احسنت گفتن طریقی ندید#5هم از خبث نوعی در آن درج کرد#6که ناچار فریاد خیزد ز دردانتخابشده7که فکرش بلیغ است و رایش بلند#8در این شیوه زهد و طامات و پند#9نه در خشت و کوپال و گرز گران#دربارهٔ این سطرسطر شماره 6 از «سر آغاز» است.سطر پیشینهم از خبث نوعی در آن درج کرد→سطر بعدیکه فکرش بلیغ است و رایش بلند←