مصرع دوم · شماره 62به رمح از کف انگشتری بردمیشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.59بر انگیختم گرد هیجا چو دود#60چو دولت نباشد تهور چه سود؟#61من آنم که چون حمله آوردمی#62به رمح از کف انگشتری بردمیانتخابشده63ولی چون نکرد اخترم یاوری#64گرفتند گردم چو انگشتری#65غنیمت شمردم طریق گریز#دربارهٔ این سطرسطر شماره 62 از «حکایت» است.سطر پیشینمن آنم که چون حمله آوردمی→سطر بعدیولی چون نکرد اخترم یاوری←