مصرع دوم · شماره 4به از جور روی ترش بردنمشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1یکی را تب آمد ز صاحبدلان#2کسی گفت شکر بخواه از فلان#3بگفت ای پسر تلخی مردنم#4به از جور روی ترش بردنمانتخابشده5شکر عاقل از دست آن کس نخورد#6که روی از تکبر بر او سر که کرد#7مرو از پی هرچه دل خواهدت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینبگفت ای پسر تلخی مردنم→سطر بعدیشکر عاقل از دست آن کس نخورد←