مصرع نخست · شماره 17هوی و هوس را نماند ستیزشاعرسعدیاثرسر آغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.14کجا ماند آسایش بخردان؟#15تو را شهوت و حرص و کین و حسد#16چو خون در رگانند و جان در جسد#17هوی و هوس را نماند ستیزانتخابشده18چو بینند سر پنجه عقل تیز#19رئیسی که دشمن سیاست نکرد#20هم از دست دشمن ریاست نکرد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 17 از «سر آغاز» است.سطر پیشینچو خون در رگانند و جان در جسد→سطر بعدیچو بینند سر پنجه عقل تیز←