مصرع نخست · شماره 5چو غنچه گرت بسته بودی دهنشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.2گریبان دریدند وی را به چنگ#3قفا خورده گریان وعریان نشست#4جهاندیده ای گفتش ای خودپرست#5چو غنچه گرت بسته بودی دهنانتخابشده6دریده ندیدی چو گل پیرهن#7سراسیمه گوید سخن بر گزاف#8چو طنبور بی مغز بسیار لاف#دربارهٔ این سطرسطر شماره 5 از «حکایت» است.سطر پیشینجهاندیده ای گفتش ای خودپرست→سطر بعدیدریده ندیدی چو گل پیرهن←