مصرع نخست · شماره 25در شهوت نفس کافر ببندشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.22هم این جا که هستی بینداز رخت#23نه عقل است و نه معرفت یک جوم#24اگر من دگر تنگ ترکان روم#25در شهوت نفس کافر ببندانتخابشده26وگر عاشقی لت خور و سر ببند#27چو مر بنده ای را همی پروری#28به هیبت بر آرش کز او برخوری#دربارهٔ این سطرسطر شماره 25 از «حکایت» است.سطر پیشیناگر من دگر تنگ ترکان روم→سطر بعدیوگر عاشقی لت خور و سر ببند←