مصرع نخست · شماره 11تو در وی همان عیب دیدی که هستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.8که دندان پیشین ندارد فلان#9برآمد ز سودای من سرخ روی#10کز این جنس بیهوده دیگر مگوی#11تو در وی همان عیب دیدی که هستانتخابشده12ز چندان هنر چشم عقلت ببست#13یقین بشنو از من که روز یقین#14نبینند بد، مردم نیک بین#دربارهٔ این سطرسطر شماره 11 از «حکایت» است.سطر پیشینکز این جنس بیهوده دیگر مگوی→سطر بعدیز چندان هنر چشم عقلت ببست←