مصرع دوم · شماره 4که پایم همی بر نیاید ز جایشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1کهن سالی آمد به نزد طبیب#2ز نالیدنش تا به مردن قریب#3که دستم به رگ برنه، ای نیک رای#4که پایم همی بر نیاید ز جایانتخابشده5بدین ماند این قامت خفته ام#6که گویی به گل در فرو رفته ام#7برو، گفت دست از جهان برگسل#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینکه دستم به رگ برنه، ای نیک رای→سطر بعدیبدین ماند این قامت خفته ام←