مصرع دوم · شماره 4که سودا دل روشنش تیره کردشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1یکی پارسا سیرت حق پرست#2فتادش یکی خشت زرین به دست#3سر هوشمندش چنان خیره کرد#4که سودا دل روشنش تیره کردانتخابشده5همه شب در اندیشه کاین گنج و مال#6در او تا زیم ره نیابد زوال#7دگر قامت عجزم از بهر خواست#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «حکایت» است.سطر پیشینسر هوشمندش چنان خیره کرد→سطر بعدیهمه شب در اندیشه کاین گنج و مال←