مصرع نخست · شماره 23به صحرا برآمد سر از عشوه مستشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.20به مغزش فرو برده خرچنگ چنگ#21فراغ مناجات و رازش نماند#22خور و خواب و ذکر و نمازش نماند#23به صحرا برآمد سر از عشوه مستانتخابشده24که جایی نبودش قرار نشست#25یکی بر سر گور گل می سرشت#26که حاصل کند زان گل گور خشت#دربارهٔ این سطرسطر شماره 23 از «حکایت» است.سطر پیشینخور و خواب و ذکر و نمازش نماند→سطر بعدیکه جایی نبودش قرار نشست←