مصرع نخست · شماره 15وگر دست قوت نداری به کارشاعرسعدیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12شفیعی برانگیز و عذری بگوی#13که یک لحظه صورت نبندد امان#14چو پیمانه پر شد به دور زمان#15وگر دست قوت نداری به کارانتخابشده16چو بیچارگان دست زاری برآر#17گرت رفت از اندازه بیرون بدی#18چو دانی که بد رفت نیک آمدی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «حکایت» است.سطر پیشینچو پیمانه پر شد به دور زمان→سطر بعدیچو بیچارگان دست زاری برآر←