مصرع نخست · شماره 7مپندار از آن در که هرگز نبستشاعرسعدیاثرسرآغازقالبمناجاتدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4که بی برگ ماند ز سرمای سخت#5برآرد تهی دستهای نیاز#6ز رحمت نگردد تهیدست باز#7مپندار از آن در که هرگز نبستانتخابشده8که نومید گردد برآورده دست#9قضا خلعتی نامدارش دهد#10قدر میوه در آستینش نهد#دربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «سرآغاز» است.سطر پیشینز رحمت نگردد تهیدست باز→سطر بعدیکه نومید گردد برآورده دست←