مصرع نخست · شماره 85خدایا به ذلت مران از درمشاعرسعدیاثرسرآغازقالبمناجاتدر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.82گدا را ز شاه التفاتی بس است#83مرا گر بگیری به انصاف و داد#84بنالم که عفوم نه این وعده داد#85خدایا به ذلت مران از درمانتخابشده86که صورت نبندد دری دیگرم#87ور از جهل غایب شدم روز چند#88کنون کامدم در به رویم مبند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 85 از «سرآغاز» است.سطر پیشینبنالم که عفوم نه این وعده داد→سطر بعدیکه صورت نبندد دری دیگرم←