کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 31

چندان خوری که دم نتوانی زد از گلو

چهرهٔ عطارشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 28

    چون شمع جان خویش بسوزی در انتظار

    #
  2. 29

    تا خوان و نان بسازی از غایت شره

    #
  3. 30

    گویی دو چشم تو شود از هر سویی چهار

    #
  4. 31

    چندان خوری که دم نتوانی زد از گلو

    انتخاب‌شده
  5. 32

    ور دم زنی برآورد آن دم ز تو دمار

    #
  6. 33

    صد بار باشدت چو شکم پر شد از طعام

    #
  7. 34

    حالی ز پشت تو همه باز اوفتاد بار

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 31 از «قصیده شماره ۱۸ - ای در غرور نفس به سر برده روزگار...» است.