مصرع نخست · شماره 157جمله گفتندش که کردیم استوارشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.154همچنان می سوخت از خشمش جگر#155آن غلامانرا بخواند آن پادشا#156گفت با آن سگ چه کردید از جفا#157جمله گفتندش که کردیم استوارانتخابشده158درمیان صفه بارش بدار#159پوستش کردیم سرتاسر برون#160بر سردارست اکنون سرنگون#دربارهٔ این سطرسطر شماره 157 از «...» است.سطر پیشینگفت با آن سگ چه کردید از جفا→سطر بعدیدرمیان صفه بارش بدار←