مصرع نخست · شماره 239چون شود دیوان دادارآشکارشاعرعطاراثر...قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.236سربری وسرنگوسارم کنی#237روی اکنون می بگردانم ز تو#238تا قیامت داد بستانم ز تو#239چون شود دیوان دادارآشکارانتخابشده240داد من بستاند از تو کردگار#241شاه چون بشنود از آن مه این جواب#242درزمان درجست دل پر خون زخواب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 239 از «...» است.سطر پیشینتا قیامت داد بستانم ز تو→سطر بعدیداد من بستاند از تو کردگار←