کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 15

چشم جان آهنج دل الفنج جادو بند او

چهرهٔ سناییشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    پیش از آن کش روزگار بی وفا ساغر کند

    #
  2. 13

    مهره بازی دارد اندر لب که همچون بلعجب

    #
  3. 14

    گه عقیق کانی و گه در و گه شکر کند

    #
  4. 15

    چشم جان آهنج دل الفنج جادو بند او

    انتخاب‌شده
  5. 16

    جادویی داند مگر کز جزع من عبهر کند

    #
  6. 17

    آفرین بادا بر آن رویی که گر بیند پری

    #
  7. 18

    بی گمان از رشک رویش خاک را بر سر کند

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «غزل شماره ۱۲۳ - بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند...» است.