کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 15

گویی که درو پای عزیزان همه سر بود

چهرهٔ سناییشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 12

    آیین بت بتگری از دیدن آن بود

    #
  2. 13

    پس زلف برافشاند و جهان کفر پراکند

    #
  3. 14

    الحق ز چنان زلف مسلمان نتوان بود

    #
  4. 15

    گویی که درو پای عزیزان همه سر بود

    انتخاب‌شده
  5. 16

    راهی که در وصل نکویان همه جان بود

    #
  6. 17

    از خون جگر سیل وز دل پاره درو خاک

    #
  7. 18

    منزلگهش از آتش سوزان دمان بود

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 15 از «غزل شماره ۱۳۳ - از هر چه گمان بر دلم یار نه آن بود...» است.