کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 37

رازها هست ز عشق تو که آن نتوان گفت

چهرهٔ سناییشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 34

    که چه پر آب دو چشمیم و پر آتش جگریم

    #
  2. 35

    تو چه دانی که از آن شکر آتش صفتت

    #
  3. 36

    چه گدازنده چو بر آتش سوزان شکریم

    #
  4. 37

    رازها هست ز عشق تو که آن نتوان گفت

    انتخاب‌شده
  5. 38

    خاصه اکنون که درین محنت و عزم سفریم

    #
  6. 39

    پای ما را به ره عشق تو آورد و بداشت

    #
  7. 40

    تو چه دانی که ازین پای چه در درد سریم

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 37 از «قصیده شماره ۱۱۸ - پسرا تا به کف عشوه عشق تو دریم...» است.