کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 10

که چون بر کاروانی تاخت اول دست جان بندد

چهرهٔ وحشیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 7

    خدنگی خورده ام کاری ز شست ناز پرکاری

    #
  2. 8

    که از ابرو گشاید تیر و تهمت بر کمان بندد

    #
  3. 9

    رهی در پیشم افتادست و بیم رهزنی در پی

    #
  4. 10

    که چون بر کاروانی تاخت اول دست جان بندد

    انتخاب‌شده
  5. 11

    قبا می پوشد و خون می کند افشاندن دستش

    #
  6. 12

    معاذالله از آن ساعت که خنجر بر میان بندد

    #
  7. 13

    علاج زخمهای ظاهری آید ز وحشی هم

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 10 از «غزل ۲۰۱ - مگر من بلبلم کز گفتگوی گل زبان بندد...» است.