مصرع دوم · شماره 62محض عدم بود و وجودی نداشتشاعروحشیاثرآغاز سخنقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.59وان که دهد کام و زبان را بیان#60هست چه محتاج به کام و زبان#61آنچه نه او بود نمودی نداشت#62محض عدم بود و وجودی نداشتانتخابشده63خلوتیان جمله به خواب عدم#64در تتق غیب فرو بسته دم#65تیره شبی بود، درآن تیره شب#دربارهٔ این سطرسطر شماره 62 از «آغاز سخن» است.سطر پیشینآنچه نه او بود نمودی نداشت→سطر بعدیخلوتیان جمله به خواب عدم←