مصرع نخست · شماره 145مور چو در شیشه بود سرنگونشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.142در تن این شیشه توان بود بند#143وای که هرچه کنم اهتمام#144جز بن این شیشه نیابم مقام#145مور چو در شیشه بود سرنگونانتخابشده146جانش از آنجا مگر آید برون#147مور کی از شیشه نماید صعود#148تا ندمد بال و پرش از وجود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 145 از «حکایت» است.سطر پیشینجز بن این شیشه نیابم مقام→سطر بعدیجانش از آنجا مگر آید برون←