مصرع نخست · شماره 33گشت چو مژگان قلمش اشک ریزشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.30بود نوایی ز سخن سازیش#31بر هدفش تیر تمنا رسید#32مطلعی از عالم بالا رسید#33گشت چو مژگان قلمش اشک ریزانتخابشده34زد رقم و داد یکی را که خیز#35بهر بیان کردن احوال من#36گشته مجسم صفت حال من#دربارهٔ این سطرسطر شماره 33 از «حکایت» است.سطر پیشینمطلعی از عالم بالا رسید→سطر بعدیزد رقم و داد یکی را که خیز←