مصرع نخست · شماره 73رو که ز زر خر نشود آدمیشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.70چون کنی آن دم که نباشد درم#71گوهر آدم اگر از درهم است#72خر که زرش بار کنی آدم است#73رو که ز زر خر نشود آدمیانتخابشده74هیچ خر از زر نشود آدمی#75زان فکنی جامه اطلس به دوش#76تا شود آن بر خریت پرده پوش#دربارهٔ این سطرسطر شماره 73 از «حکایت» است.سطر پیشینخر که زرش بار کنی آدم است→سطر بعدیهیچ خر از زر نشود آدمی←