مصرع نخست · شماره 117ای ز دمت رفته جهانی به رنجشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.114نیستی آخر دم آهنگری#115دم که به باد است چنین پای بست#116هیچ بجز باد ندارد به دست#117ای ز دمت رفته جهانی به رنجانتخابشده118چند توان بود چو دم باد سنج#119باد چو بر شمع ره انداخته#120تاج زرش خاک سیه ساخته#دربارهٔ این سطرسطر شماره 117 از «حکایت» است.سطر پیشینهیچ بجز باد ندارد به دست→سطر بعدیچند توان بود چو دم باد سنج←