مصرع دوم · شماره 64گر نبود نان به گیاهی بسازشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.61مس که ز اکسیر طلا می شود#62از اثر برگ گیا می شود#63چند نشینی به سر خوان آز#64گر نبود نان به گیاهی بسازانتخابشده65لب بدران حرص دهن باز را#66میل بکش چشم بد آز را#67ای به غم آب و علف پای بند#دربارهٔ این سطرسطر شماره 64 از «حکایت» است.سطر پیشینچند نشینی به سر خوان آز→سطر بعدیلب بدران حرص دهن باز را←