مصرع نخست · شماره 13سخن کز سوز دل تابی نداردشاعروحشیاثرسرآغازقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.10کز آن گرمی کند آتش گدایی#11دلم را داغ عشقی بر جبین نه#12زبانم را بیانی آتشین ده#13سخن کز سوز دل تابی نداردانتخابشده14چکد گر آب ازو، آبی ندارد#15دلی افسرده دارم سخت بی نور#16چراغی زو به غایت روشنی دور#دربارهٔ این سطرسطر شماره 13 از «سرآغاز» است.سطر پیشینزبانم را بیانی آتشین ده→سطر بعدیچکد گر آب ازو، آبی ندارد←