مصرع نخست · شماره 15بگفتش کوتهی افسوس افسوسشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.12گهی پیرامن خویشت دهد بار#13چو نیلوفر از این سودای باطل#14نمی دانم چه خواهی کرد حاصل#15بگفتش کوتهی افسوس افسوسانتخابشده16تو پا می بینی و من پر تاووس#17تو شبهای سیه دیدی چه دانی#18فروغ این چراغ آسمانی#دربارهٔ این سطرسطر شماره 15 از «حکایت» است.سطر پیشیننمی دانم چه خواهی کرد حاصل→سطر بعدیتو پا می بینی و من پر تاووس←