مصرع دوم · شماره 116به جانش یک جهان تلخی پراکندشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.113نمودش تلخ آن زهر پر از نوش#114که دادش عشوه ماه قصب پوش#115اگر چه بود شهد زهر مانند#116به جانش یک جهان تلخی پراکندانتخابشده117چنان آزرده گشتش طبع نازک#118که عاجز گشت نازش در تدارک#119بشد با گریه های خنده آلود#دربارهٔ این سطرسطر شماره 116 از «حکایت» است.سطر پیشیناگر چه بود شهد زهر مانند→سطر بعدیچنان آزرده گشتش طبع نازک←