مصرع دوم · شماره 122ولی خود دیر پروا در حکایتشاعروحشیاثرحکایتقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.119بشد با گریه های خنده آلود#120لبش پر زهر و زهرش شکر اندود#121دلش پر شکوه، جانش پرشکایت#122ولی خود دیر پروا در حکایتانتخابشده123درون پرجوش و دل با سینه در جنگ#124سوی بازار شکر کرد آهنگ#125مزاج شاه نازک بود بسیار#دربارهٔ این سطرسطر شماره 122 از «حکایت» است.سطر پیشیندلش پر شکوه، جانش پرشکایت→سطر بعدیدرون پرجوش و دل با سینه در جنگ←