مصرع نخست · شماره 53
بباید شست جانت را به علم دین که علم دین،
شاعرناصرخسرودر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 50
که جان روشنم هرگز به ناحقی بیالاید
# - 51
مرا با جان روشن در دل صافی یکی شد دین
# - 52
چو جان با دین یکی شد کس مر او را نیز نرباید
# - 53
بباید شست جانت را به علم دین که علم دین،
انتخابشده - 54
چنان کاب از نمد، جان را ز شبهت ها بپالاید
# - 55
تو را راهی نمایم من سوی خیرات دو جهانی
# - 56
که کس را هیچ هشیاری ازین به راه ننماید
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 53 از «قصیده شماره ۵۲ - یکی بی جان و بی تن ابلق اسپی کو نفرساید...» است.